پدرم و پدربزرگ مادریم شعر میگن... یه بار سعی کردم ولی وقتی نتیجه رو دیدم پشیمون شدم :|
حسودیم میشه ....داداش کوچیکم ده ساله س...یککک شعرایی میگه:||
حسودم من نیستم کههه...شما که میدونین:)))
+عنوان: ستّار
خدا رحمت کنه پدربزرگتو. منم بچگیم شعر می گفتم کلی تحویلم می گرفتن. البته شعرای من به درد مفت نمی خوردن. ولی خدا رحمتشون کنه. مهربونتر از این حرفا بودن....
انشاالله خدا رحمتشون کنهبله خیلی مهربون بودن :(
من الان دارم بهشون حسودی میکنم چه برسه به تو :دی همیشه دوست داشتم شعر بگم ولی استعدادشو ندارم
منم :) خوشبختماصلا شاعر نبودنو عشقه :)) به اسم من که نمیاد مثلا شاعر معرووووووف( شهبانو بلف زن) فلان فلان کس
خب هر کی یه استعدادی داره، قرار نیست همه شاعر بشن، توم استعدادهای کشف نشده و شده ای داری
میدونم:)))
خدا رحمت کنه پدربزرگتو. منم بچگیم شعر می گفتم کلی تحویلم می گرفتن. البته شعرای من به درد مفت نمی خوردن. ولی خدا رحمتشون کنه. مهربونتر از این حرفا بودن....
انشاالله خدا رحمتشون کنه

بله خیلی مهربون بودن :(
من الان دارم بهشون حسودی میکنم چه برسه به تو :دی
همیشه دوست داشتم شعر بگم ولی استعدادشو ندارم
منم :) خوشبختم
فلان فلان کس
اصلا شاعر نبودنو عشقه :)) به اسم من که نمیاد مثلا شاعر معرووووووف( شهبانو بلف زن)
خب هر کی یه استعدادی داره، قرار نیست همه شاعر بشن، توم استعدادهای کشف نشده و شده ای داری
میدونم:)))